آلت پرستی آریائی ها!!!!
هنگامی كه دربازار منیت وسفسطه نشخوار كردن نفرت و تعصبات مد شده است و دمیدن در شعله های نفرت داغ داغ است عناصرجاندار این وطن به جای تقرب به مشتركات انسانی جهت ایجاد اتحاد متاسفانه با دستاویز كردن قصه هائی كه جز تحقیر اقلیتها هدفی ندارد بادكنك مسخره منیت خود را هوا میكنند....از یكطرف با صنم كردن یك مشت قصاب تاریخی به عنوان توتم هاینوین عقده های حقارت خود را ارضا میكنند واز طرف دیگر با تحقیر عرب و ترك و......نسل كشی شخصیتی به راه می اندازند تا در این مزرعه سوخته درختهای غرورشان را بكارند ....
رهگذری درگوشم گفت تنها الماس الماس را میبرداكنون كه شما از طناب پوسیده تاریخ شلاقی ساخته اید تا به جان روح اقلیتها ویا گروه های خاص بیفتید واز طرف دیگر با حباب جنایتهای قلدارن تاریخ قالی سلیمان ساخته اید تا در آسمان توهم طیاره سواری كنید با همان الماس تاریخ الماس سفسطه پوچتان را باید تراشید!!
متاسفانه مدتی است با استناد به سفرنامه این فضلان چماق تحقیر را برسر قوم ترك میكوبند كه دین كهن هم قوم های شما آلت پرستیبوده است ویادشان میرود تركان مسلمان در دربار خلفای بنی عباس چه جایگاهی داشتند ولی با استناد به رفتار جمعیتی خاص حكم كلی برای نسل كشی شخصیت تعداد بسیاری از هم وطنان ترك ساكن ایران امروز را میدهند كه نتیجه ان جز داغ شدن تنور نفرت و رشد عقده های خشم چیزی نیست !!واین جز یك رجز خوانی نفرت انگیز چیزی نیست
اگر رفتار عده ای خاص از قومی خاص در قرون كهن نماد شخصیت و چماق تحقیر بر سر قوم امروز است شرمتان باد كه هم قوم های شما از نسل نژاد هندو آریائی در سرزمین هند هنوز در حال آلت پرستی هستند كه با شما سفسطه گران باید براساس منطق شوم خودتان سخن گفت
اهای نژاد پرست ابله ...با توهستم .....اگر جرم و حماقت اغوزها(تركهای مورد اشاره یا هر چه میگویند) به تعبیر سفرنامه ابن فضلان در قرون كهن پیشین /بهانه توبرای تحقیر ترك اذربایجان و تمام تركهای ایران است تا درسایتهایتان بخندید و فخر بفروشید واز نظر نسخه پزشكی/ شما حكیمان تازه به دوران رسیده شصت پارا به شقیقه مربوط میكنید پس حماقت هم تیره های شما و خانواده بزرگ آریائی تان نیز به شما مربوط میشود با این تفاوت كه آن اغوزهای ابن فضلان دیگر وجود ندارند ولی پسر عمو ودختر عموهای هم نژاد شما هنوز درحالت الت پرستی هستند. هنوز بسیاری از اسطورهای ایزدان مشتركتان به یادگار درمتون كهن باقی مانده است .. ..
دریكی از سایتها متن ذیل جلب توجه میكردكه البته به سرعت در حال تكثیر است :
احمدبن فضلان بن العباس بن راشد بن حماد,ادیب و فقیه عرب و صاحب مقام و مرتبتى روحانى در زمان مقتدر خلیفه عباسی، و مشهور به ابن فضلان به همراه سه نفر دیگر سفری به سرزمین اسلاوها در کرانه رود ولگا را آغاز میکند. ابن فضلان هدف سفر خود را اینگونه بیان میکند که، شاه اسلاوها از خلیفه عباسی تقاضا نمود تا هیئتی برای آموختن مسائل دینی و احکام اسلامی به آنجا بفرستد و نیز از او خواست تا دژی برایش بسازد تا در مقابل دشمنان(خزرهای تورک که آنان را غارت میکردند) از خود دفاع کنند.
در این سفرنامه حوادث عجیبی وجود دارد که در عین جذابیت قابل تامل است. یکی از مواردی که ابن فضلان به آن اشارت دارد طبایع و احوال مردم آسیای میانه مانند ترکان غز و باشقرد و خوارزم ... می باشد، به گونه ای که غزان را « خران گمراه » نامیده است. در سفرنامه ابن فضلان مطالبى دربارة این مسائل مىتوان یافت:
در کتاب جهانگردی ابن فضلان چندین فراز در پیرامون اتراک به شرح زیر آمده است:
" قبیله باشقرد، این جماعت شرورترین و كثیفترین تركها و سختترین ایشان در آدمكشی میباشند. ناگهان می بینید، مردی مرد دیگر را به زمین انداخته سر او را میبُرد و آن را برمیدارد و بدناش را رها میكند. آنها ریش خود را میتراشند و شپش میخورند. بدین شكل كه درزهای نیمتنهی خود را جستوجو كرده، شپشها را با دندان جویده، میخورند … هر یك از ایشان تكه چوبی به شكل آلت مردی تراشیده و به گردن خویش میآویزند و چون قصد سفر یا برخورد با دشمن كند، آن را میبوسد و بر آن سجده میگذارد و میگوید: «خدایا با من چنین و چنین بكن!» من به ترجمان گفتم از یكی از ایشان بپرس دلیل آنها برای این كار چیست و چرا این آلت را خدای خود ساختهاند؟ گفت:« زیرا من از مانند آن بیرون آمدهام و برای خود آفرییندهای جز آن نمیشناسم! »
اندكی با خود اندیشیدم وبا خویش گفتم الویت اول برداشتهای تاریخی من سنگ نبشته هاست زیرا مورخین احساسات خود را در ثبت وقایع دخالت میدهند لذا برای شناخت دین تركان كهن به كتاب تاریخ خزران ازپیدایش تا انقراض نوشته (د.م.دانلب ترجمه محسن خادم قسمت یهودی شدن خزرها به روایت منابع عبری صفحات 127 به بعد و وفرضیه های منشاء اویغوری خزرها صفحات 49 به بعد مراجعه كردم وسپس تحقیقی در خصصو ص دین اویغورهای مانوی و خزرهای یهودی و تركان ساكن مرزهای شمالی چین كه بودائی بودند و وبلغارهای مسیحی نمودم وسپس با تعجب با خودم گفتم اوج حقارت و رذالت و پستی یك گروه است كه با استناد به رفتار یك گروه شریعت كلی یك قوم را چماق تحقیر بر سر اقلیتی عظیم در ایران بكنند
به منابع مختلفی در خصوص سنگ نوشته های كشف شده از دشت اورخون و كتیبه كول تیگین مراجعه كردم و با دقت در واژه تانری (تنگری)درزبان تركی به معنی خدا به این نتیجه رسیدم كه چگونه میتوان با وجود این كتیبه ((تنگری)) را الت تناسلی نامید ..استناد به این قصه مثل این میماند كه اگر زائری در سفر به ایران مردم خرافات زده و احمق یك روستا را دید كه به یك درخت چنار نذر ونیاز میكند((كه زیاد میبینیم)) برود ودر اروپا فریاد بكشد اهای این عجم های ایرانی عجب خرهائی هستند چون درخت چنار را خالق سیاه چاله های فضائی وكهكشاتنها میدانند!!!این منطق از صغری به كبری رسیدن است
خوب ابتدا الماس را درمیاوریم تا با منطق این نژاد پرستان ابله باالماس هم جنس تراششان بدهیم
آریائی های آلت پرست
دین آلت پرستی در هندوستان
سرزمین
هند نه تنها در زمینة آب و هوا و مردمان، سرزمین عجایب است، در زمینة ادیان هم
سرزمین عجیبی است. تنوع و پیچیدگی عقاید در مبدأ هندوئیسم بسیار دامنه دار است. گفتهاند
در میان ادیان دنیا، دین هندویی مانند یك انبان فروشندة دوره گردی است كه هم
اشیاء نفیس و عتیقه در آن دیده میشود و هم ملزومات روزمرة خریداران. دین هندو
عبارت است از مجموعه اعتقادات و سازمانهای بیشمار و در هم آمیختهای كه زمان پیدایش
وداها به ظهور رسیده و تا كنون هم ادامه دارد. این دین دارای یك سلسله عقاید فوق
العاده گوناگون و اعمال مختلف و متضادی می باشد.
مردم
سرزمین هندوستان مردمانی دارای عقاید و دینهای گوناگون هستند.
در آنجا از گاو پرستی و بت پرستی و ... گرفته تا آلت پرستیدر بین
مردم رواج دارد. تا جایی كه به زشتترین و قبیحترین عضو بدن انسان، ارزش قائل شده و
آنرا میپرستند. یكی از هفت معبد بسیار مقدس شیوا (لینگایی هند) است. در این معبد آلت تناسلی
مردانهایكه از نقره ساخته شده در
وسط معبد قرار دارد، زیارت كنندگان مرد و زن هر دو به نیایش و استغاثه به درِ خانه
این مجسمه (معبود) مشغول بوده هر كدام فرمولها و اوراد نیایشی خاصی را زمزمه میكنند
و حاجات خود را طلبند.
نحوة پرستش «لینگا» (آلت
مردانه)بدین صورت است كه آنرا با آب
و یا شیر، پاك و استحمام میكنند، دیگران
آنرا لمس كرده، روغنهای خوشبویی به آن مالیده، آن را با گلهای
تزئینی زینت میكنند و عدهای نیز نذورات خود برای آنرا به كاهن (روحانی) معبد میدهند.
این لینگا در یك یونی كه محل خاصی است قرار داده شده است. بالای آن نیز
یك مخزن طلایی قرار دادهاند تا دایماً قطرات آب روی لینگا (آلت مردانه)چكیده و
آنرا مرطوب نگه دارد. این آب را بعداً جمع كرده و به عنوان (آبی مقدس) بین زایرین معبد
تقسیم میكنند كه حالت (داروی) باروری را دارد.
استفاده از مخازن و یا حوضچههای
مصنوعی آب در بیرون از معابد كه راه پلههایی در كنار آنها تعبیه شده كه شخص
نیایشگر از طریق آنها به داخل حوضچه رفته و قبل از زیارت معبد خود را تطهیر کند،
از دیگر رسوم این معابد است. در بعضی از اجتماعات و محلّات شیوایی، داماد مجسمهای
طلایی از این لینگا و یا آلت تناسلی مردانه را كه روی زنجیری از طلا نصب شده
به گردن عروسمیاندازد
و او هم هرگز به هیچ دلیلی آنرا از خود جدا نمیسازد
تمثال لینگا یا آلت تناسلیمردانه همچنین در نمازخانه منازل مسكونی نیز یافت میشود و نمونههای نسبتاً بدتراشیده شدة آن نیز در كنار جادههای روستایی و یا راههای كوهستانی به چشم میخورد. در مذهب لینگا پرستان كه همان آلت پرستی است، تعدادی فرقههای (گروههای) فرعی نیز وجود دارد. پیروان این آئین همواره یك لینگای كوچك سنگی (آلت) را كه در یك جعبة نقرهای قرار داده شده وبا خود حمل میكنند ودر خرابههای شهرهای هند هزاران مجسمه و نمونة آلات تناسلیپیدا شده است كه به صورت اولین تمثال و یا مجسمه برای پرستش و نیایش شیوا در آمده است. در تمام معابد شیوایی در نقطة مركزی معبد كه مقدسترین مكانهای مقدس معبد میباشد مجسمهای از یك آلت تناسلیقرار داده شده است.
1=ادیان در جوامع امروز، ترجمة عبد الرحیم گواهی، انتشارات دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، 1374، ج1، ص246 و 247
. 2=تاریخ جامع ادیان، تألیف جان بی ناس
.3= تاریخ مختصر ادیان بزرگ، تألیف فلیسین شاله.
4=هندوئیسم، تألیف ك. م. سین
5=آشنایی با تاریخ ادیان، تألیف غلامعلی آریا
6=آریا، غلامعلی، آشنایی با تاریخ ادیان، انتشارات پایا، چاپ سوم، 1379، ص 60.
بت پرستی وپرستش اصنام در سرتاسر سرزمین هند واقوام هندو به مراتب مشاهده میشود این عمل در اشكال مختلف انسان وحیوان وحتی درقالب تصاویر ومجسمه های الات جنسی زنانه ومردانه است*********((كتاب ادیان زنده جهان نوشته رابرت هیوم ترجمه دكتر عبدالرحیم گواهی صفحه 62خط 13 تا 16)))
وقتی كه فهمیدم نژاد هند واروپائی را آریائی میخوانند با خودم گفتم ...هی مسافر هیس مبادا تركان ایران كه از این همه توهین ازرده هستند بفهمند پسرعموهای اریائی ما هنوز د رحال نیایش و پرستش الت تناسلی هستند ......زیرا نمیشود پركاه را درچشم دیگری بابت قرنها پیش در جمعی كوچك دید و لی تیر چوبی زنده امروز را درچشم پسرعموهایمان نبینیم
صدای خنده شیطانمی امد كه میخندید ومیگفت .....ای ابلهان خدایتان سوره تكاثر را نازل كرد تا در بیماری این حماقت ها به درد تفاخر وفخر فروختن مبتلا نشوید ولی شما ا بلهان با رجزهای كودكانه خود فقط ویترینی از حماقت هستید كه من حتی شرمم میشود بگویم شما لیاقت طعمه بودن را دارید زیرا حس منیت و تعصبات پوچ در شما چنان بیداد میكند كه من از استاد شما بودن شرمم میشود ....صدای شما مانند صدای ویز ویز مگسهای بی هویت فقط بروی نجاست منیت مینشیند تا خوراك فكری خود را ببلعد؟؟
درحالیكه به چماق زشت تحقیر آمیز نژاد پرستان ابله فارس فكر میكردم متن سنگ نبشته دشت اورخون را كه یك سند تاریخی است (جدا از منابع عبری یهودی بودن توده ای از تركان خزر و مانوی بودن ومسیحی بودن سایرین)اسكن كردم تا این جمله به یادگار درذهنم بماند وبا خودم بگویم مسافر كهكشان تو یك فارسی و لی خودت را به اهواری عالم بسپار تا هرگز به درد نخوت هم بعضی هم قومهای نژادپرست و متعصبت دچار نشوی كه وجدان مرز انسان وحیوان است.
بیله سوار قیزیام، آدیم نسیم . آرخالوگی (باستان شناسی) لیسانسینی بیتیرمیشه م و اوستون لیسانسیمی مرمت و احیا بناها و بافتهای تاریخی ریشته سینده بیتیرمیشه م.بو بلوگی آذربایجانین آرخالوگیسینی، تاریخینی،ادبیات وفولکلورینی تانیتماق ایچین سیزله ره سوناییرام.